تبليغاتX
رویالاریم
خدا ، جبران تمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام نداشته های من ست !!..
 

هیچ کس,هیچ وقت,هیچ جا نمیتونه بگه که فردا باز هم هست و باز هم زمین دور آسمون می خواد بچرخه....

تو این دنیا همین جا و همین حالا به راهت آگاه باش و به قهقهه ای که از عمق وجودت بلند شده ادامه بده.راهت رو به سمت قادر مطلق برقص....

لبخند بزن...

بخشنده باش....

عاشق بمون....

مهربون باش....

هوشیار باش......

تو طلب کاراین دنیا نیستی.پس بلندتر بخند اونقدر بلند که همه از خنده ی تو خندشون بگیرهاین شادی رو به همه ببخش...قلب ما آدم ها برای همدیگه می تپه بدون اینکه خودمون بفهمیم.زندگی همه ی ما به هم وصل هستش.

اینوبدون که تو جهنم بقیه بهشتی برای من و تو نیست.تو هیچ تضمینی نداری که فردا هم اینجا باشی...

به هر کی که رسیدی اعلام کن!!!بهش بگو که دوستش داری,تو بغلت بگیر و آرامش رو بهش انتقال بده,وقتی باهاش دست میدی دستشو فشار بده و لبخند بزن...مطمئن باش که اول تو لذت این کار رو می بری.

با جهان هستی برقص همون جوری که هست وقتی باهاش نرقصی صداش تو رو اذیت می کنه وتورو ناراحت میکنه.هی رفیق!!!!زندگی با تمام خوبی و بدیش میگذره.حالا انتخاب تو چیه؟

تو میتونی خیلی شاد و پورشور باشی....

تو میتونی خیلی بدبخت باشی....

حالا انتخاب تو چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/06ساعت 12:49  توسط سیامک   | 

شاید بگید آدم برای گذشته هاش دلتنگی میکنه نه برای روزی که هنوز نیومده . من کاملا موافقم اما منظور من فردایی نیست که نیومده  ,  من فردا و فرداهایی رو میگم که گذشته ... وتمام شده...

 روز هایی که کلی برنامه ریزی براشون انجام داده بودیم . و انتظار رسیدنشونو میکشیدیم.
و میخواستیم کارهای مفید کنیم  ...اخلاقمونو تغییر بدیم ... بهتر باشیم ...به جایی که میخواستیم برسیم  و خلاصه چیزی که میخواستیم بشیم... اینا همون حرفایی بود که برای روز نیومده (فردا) میزدیم .

اما وقتی که فردا میومد دوباره همه چیز مثل دیروز میشد و انگار که هیج تصمیمی نداشتیم  برای خودمون... و همین طور روزها و فرداهای دیگه....
و اینطور بود که بزرگ شدیم .

بعضی هامون تو گذشته موندیم و حسرت کارهای نکرده و راههای نرفته ای رو خوردیم که باید انجام میدادیم و میرفتیم ... و به جاش بیراهه رو انتخاب کردیم .
بعضی دیگه هم بعد از کیش و مات شدن ;  دوباره بازی درست تری رو با دقت و پیش بینی کردن شروع کردیم تا اشتباههای گذشته رو جبران کنیم ...
...و بعضی دیگه هم (به خیال خودمون) فکر کردیم دیگه هیچی فایده نداره...حتی جبران! اما یادمون رفت که " انسانی برنده ست که تو بازی زندگی بعد از شکستش دوباره بلند شه و شروع کنه! شروع..."
 
...و اینطور می شه که آدم برای گذشته(فردای تموم شدش) دلتنگی میکنه که ای کاش اون فرداها رو به خوبی تموم میکرد و زود تر به خواسته های خوب زندگیش میرسید و "دوباره  میگه هنوز هم دیر نیست! فردا های زیادی هست که هنوز نیومده ! "
 
...و به  خودمون میگیم : امروز فرداییست که دیروز منتظر آن بودی پس از دستش نده تا همانند قبل افسوس بخوری و آن را  بر باد رفته ببینی...هنوز فردایی هست که از دستت نرفته!
 
پس این حرفو رسمی تر و عادلانه تر برای خودمون و تو گوش دیگران زمزمه می کنیم :
 
 "راه فردا که در پیش داریم راه نرفته ی ماست آن را درست بپیماییم "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 12:49  توسط سیامک   | 

 

 

گذشت و امشب بیتو من شدم غریبه با خودم
برگهای پاییزی و زرد چیه چرا خشکیده اید؟
چرا تو اوج جوونی مثل یه پیر شکسته اید؟
جای شما نیست رو زمین پس واسه چی اینقدر پایین؟
واسهء چی زیر پای خسته ء ما آدمایین؟
روگونهء اشک دیدتون هست جای صد سیلی باد
فریاد زدیم بهار بیا کسی جوابمون نداد
کسی ندید که من یه عمر منتظر کسی بودم
یه عمره تنها طعمهء آتیشی خالی از دودم
یادت میاد اون روزی که حرف میزدیم با چشم هم
فرهادشعر من بودم و بیخبر از شبهای غم
بیخبر از تهاجم لشکر خاطرات تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 23:35  توسط سیامک   | 

روی تخته سنگی نوشته شده بود:
اگر جوانی عاشق شد چه کند؟
...
                                               
من هم زیر آن نوشتم
:
                                               
بایدصبر کند.....
   


برای بار دوم که از آنجا گذر کردم
زیر نوشته ی من کسی نوشته بود:
اگر صبر نداشته باشد

چه کند؟...
                                               
من هم با بی حوصلگی نوشتم
:
                                               
بمیرد بهتراست.....


برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم.
انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد
.
اما.............زیر تخته سنگ

 

 جوانی را مرده یافتم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/28ساعت 17:15  توسط سیامک   | 

این نوشته ها رو از وبلاگ http://www.my-best-room.blogfa.com/ بر داشتم شما هم بخونین مطمئنم پشیمون نمی شین

 

چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟

 چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!


اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟

 هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!

- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟

 چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!

۴- برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟

باید قبض آن را پرداخت نکرد!

۵- نصف النهار چیست ؟

 همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!

۶- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟

 دندان مصنوعی!


۷- چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟

 چون خیلی خسته است!

۸- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟

 برایش صندلی می گذاریم !

 
۹- دارچین رو چگونه درست می شود؟

 وقتی یک چینی را دار بزنند!

۱۰- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!


۱۱- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟

 آرایشگر!

۱۲- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟

 آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!
۱۳- شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟

 هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!



۱۴- چرا دود از دودکش بالا می رود ؟

 چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

۱۵- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟

هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!


۱۶- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟

 یخمک خوشمزه تر است!

۱۷- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟

 باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!


۱۸- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

۱۹- چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/23ساعت 22:23  توسط سیامک   | 

..


سن قوْیدون گئتدین،
من اوزولدوم، آمما اؤلمدیم ــ
هئچ بیلمزدیم،
اؤلدورمییَن درد، گوجلندیرَر!

 

¤ ترجمه به فارسی: 

مرا جا گذاشتی و رفتی،
ویران شدم، ولی نمردم ــ
هرگز نمی دانستم،
دردي كه مرا نكشد، حتماً قوي ترم خواهد كرد!

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت 15:11  توسط سیامک   |